مستیم و خرابیم ز پیمانه ی دشتی

رهی معیری – قطعه شماره 49

جانانه ی دشتی (1)

مستیم و خرابیم ز پیمانه ی دشتی

ای بی خبر از باده ی مستانه ی دشتی

چون زمزمه ی رود و چو آوای شب آهنگ

افسونگر دل ها بود افسانه ی دشتی

زان باده ی صافی که دهد مستی جاوید

لبریز چو میخانه بود خامه ی دشتی

او فتنه زیبایی و دیوانه ی عشق است

صاحب نظران فتنه و دیوانه ی دشتی

جانانه ی او نیست به جز خواجه ی شیراز

ای جان جهان برخیِ جانانه ی دشتی

از باده بود مستی رندان و رهی را

سرمست کند گفته ی رندانه ی دشتی


واژگان دشوار: 1– رهی این شعر را در تمجید از کتاب ” نقشی از حافظ ” نوشته علی دشتی – نویسنده و سیاستمدار- سروده است.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها