سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ی ما

رهی معیری – غزلیات

شماره 15

خنده ی برق

سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ی ما

بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ی ما

تو ای ستاره ی خندان کجا خبر داری؟

ز ناله ی سحر و گریه ی شبانه ی ما

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه

جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ی ما

نوای گرم نی از فیض آتشین نفسی است

زسوز سینه بود گرمی ترانه ی ما

چنان زخاطر اهل جهان فراموشیم

که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ی ما

به خنده رویی دشمن مخور فریب رهی

که برق، خنده زنان سوخت آشیانه ی ما.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها