به یک مستی خود در صد گناهی
بیاد نیست شو گر مرد راهی
درین عالم ممان با این گدایی
بیا کاندر جهان عشق شاهی
ز اثنینی تست آخر که دائم
یه یا رب یا ربی و یا الهی
سلیمانی ولیکن خاتمت کو
اگر چه یوسفی لیکن به چاهی
سیه رو شو بسان مردم چشم
ز سر تا پا فرو شو در سیاهی
به مقصودت نبردی راه هرگز
از آن با گریه و با سوز و آهی
گدای حضرت سلطان ما باش
که یابی زان گدایی پادشاهی
بیا و خاک شو بر درگه شمس
از آن درگه طلب کن هر چه خواهی