بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

بیا بیا که شفا و دوای هر دردی

بیا بیا که گلستان ثنات می‌گوید

بیا بیا بنما کز کجاش پروردی

بیا بیا که به بیمارخانه بی‌قدمت

نمی‌رود ز رخ هیچ خسته‌ای زردی

برآ برآ هله ای آفتاب چون بی‌تو

نمی‌رود ز هوا هیچ تلخی و سردی

برآ برآ هله ای مه که حیف بسیارست

که دیده‌ها همه گریان و تو در این گردی

بیا بیا که ولی نعمت همه کونی

که مخلص دل حیران و مهره نردی

بیا بیا و بیاموز بنده خود را

که در امامت و تعلیم و آگهی فردی

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها