
پنجره را ببند
در را قفل کن
کنج اتاقمان
جای دنجی برای آزادی ست .
*****
کلمه
صدای خودش را می دهد
زنجیر ، صدای خودش را
کلمات گاهی به هم زنجیر می شوند
تا زندانی غمگینی
تنهایی اش را با دیوار قسمت کند .
*****
دلم می گیرد
وقتی تنهایی، زودتر از من
رو به رویت نشسته
و با تو چای می نوشد .
*****
زندانی
با خودش حرف می زند
زندانبان با خودش
هر دو به گلی فکر می کنند
که مشغول شکافتن دیوار است .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر کوتاه،شعر کوتاهی از،عليرضا عباسي





