شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد

صائب تبریزی- غزل شماره 2996

شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد

تبسم شور محشر در نمکدان تو اندازد

گریبان چاک از مجلس میا بیرون که می ترسم

گلِ خورشید خود را در گریبان تو اندازد

اگر ظلمت ز چشم آب حیوان دست بردارد

غبارآلود خود را در گلستان تو اندازد

از ان خورشید بر گرد جهان سرگشته می گردد

که خود را در خم زلف چو چوگان تو اندازد

ز ماه عید دارد مهر تابان نعل در آتش

که خود را وقت فرصت در شبستان تو اندازد

الف از سایه اش بر صفحۀ الماس می افتد

که حد دارد نظر بر تیغ مژگان تو اندازد؟

نشد از بوسۀ او تشنه ای سیراب، جا دارد

که خط خاشاک در چاه زنخدان تو اندازد

ز شوق کعبۀ وصلش چنان از خود برآ صائب

که برق و باد شهپر در بیابان تو اندازد

 

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها