یار ما در پردۀ شب باده تنها می خورد

صائب تبریزی- غزل شماره 2395

 

یار ما در پردۀ شب باده تنها می خورد

سازگارش باد یارب گرچه بی ما می خورد

سبز نتواند شد از خجلت میان مردمان

هر که آب زندگی چون خضر تنها می خورد

بوالهوس را زان لب شیرین نظر بر نشأه نیست

این شکم پرور برای نُقل صهبا می خورد!

سیر چشمی در بساط عالم ایجاد نیست

رشته را گوهر، گهر را رشته اینجا می خورد

می کند خون در دل صیّاد، آهوی حرم

هر که پا از حدّ خود بیرون نهد پا می خورد

هر که از مهر خموشی می تواند جام ساخت

آب شیرین چون گهر در قعر دریا می خورد

می کند از روزی ما کم سپهر تنگ چشم

از قضا گر پیچ و تابی رشتۀ ما می خورد

صائب از ما نالۀ افسوس می گردد بلند

از حوادث هر که را سنگی به مینا می خورد

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها