
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 15
نه تنها بنده ی بالای موزونت صنوبر شد
علم شد ، سر و بن شد ، نیشکر شد ، نخل نوبر شد
نه تنها گل ز نرمی شرمگین شد پیش اندامت
کتان شد ، پرنیان شد ، حله شد ، دیبای اخضر شد
نه تنها شور بر پا شد که دوش از بزم ما رفتی
بلا شد ، فتنه شد ، آشوب شد ، غوغای محشر شد
نه تنها یاسمن شد سخره ی سیمین بنا گوشت
سمن شد ، نسترن شد ، لاله شد ، نسرین صد پر شد
نه تنها مدعی شد کامران از زلف پر چینت
صبا شد ، شانه شد ، مشاطه شد، عنبرچه ی زر شد
نه تنها شد صبوحی از غم هجران تو محروم
فغان شد ، ناله شد ، خون جگر شد ، دیده تر شد