قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد ای آن که من از عشق تو اندر جگر خویش رودکی ابیات پراکنده شماره 169 ای آن که من از عشق تو اندر جگر خویش آتشکده دارم سد و بر هر مژه ای ژی نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر ادامه نوشته » هیچ راحت مینبینم در سرود و رود تو ادامه نوشته » معذورم دارند، که اندوه و غیشت ادامه نوشته » خود غم دندان به که توانم گفتن؟ ادامه نوشته » گر کس بودی که زی توام بفگندی ادامه نوشته » ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود ادامه نوشته »