
آذر بیگدلی – ابیات پراکنده شماره 2
نبینی هیچوقت جان سپردن سوی ما یارا
نداری تاب دیدن یا ز چشم افگنده ای ما را
نسیمی در میان مصر و کنعان می کند جولان
که رنگش توتیا بخشد سراسر خاک صحرا را
اگر از مصر برخیزد کند یعقوب را بینا
ور از کنعان دمد، روشن کند چشم زلیخا را