جان را به جای زلفت جای دگر نباشد

همام تبریزی- غزل شماره 59

جان را به جای زلفت جای دگر نباشد

زین منزل خوش او را عزم سفر نباشد

جانا دلم ربودی گویی خبر ندارم

در زلف خود طلب کن زانجا به در نباشد

روییّ و صد لطافت چشمیّ و جمله آفت

زین خوبتر نیاید زان نیکتر نباشد

در زیر خرمن گل داری شکرستانی

در هیچ بوستانی گل با شکر نباشد

نقشت همی پرستم گو سر برو ز دستم

سودای خوب رویان بی دردسر نباشد

جایی که تیرباران آید ز غمزه تو

جز جان نازنینان آنجا سپر نباشد

عاشق چنان به بویت از دور مست گردد

کاو را اگر بگیری در بر خبر نباشد

هر عاشقی که چشمش روی تو دیده باشد

گر بنگرد به غیری صاحب نظر نباشد

در جان همام دارد امّید روز وصلت

ای وای بر امیدش آن روز اگر نباشد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها