تا من منم از طریق زوری

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 11

عذر شکایت

تا من منم از طریق زوری

نازرد ز من جناح موری

دری به خوشاب کس نشستم

شوریدن کار کس نجستم

زآنجا که نه من حریف خویم

در حق سگی بدی نگویم

بر فسق سگی که شیریم داد

“لاعیب له” دلیریم داد

دانم که غضب نهفته بهتر

وین گفته که شد نگفته بهتر

لیکن به حساب کاردانی

بی‌غیرتی است بی‌زبانی

آن کس که ز شهر آشناییست

داند که متاع ما کجاییست

وان کو به کژی من کشد دست

خصمش نه منم که جز منی هست

خاموش دلا ز هرزه گویی

می‌خور جگری به تازه‌رویی

چون گل به رحیل کوس می‌زن

بر دست کشنده بوس می‌زن

نان خورده ز خون خویش می‌دار

سر نیست کلاه پیش می‌دار

آزار کشی کن و میازار

کازرده تو به که خلق بازار

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها