
شمس مغربی – غزل شماره 195
چه باشد اگر زانکه تو گاه گاهی
کنی سوی افتاده گانت نگاهی
چه خوش باشد ار زانکه چون من گدا را
نگاهی کند همچو تو پادشاهی
دلم را ربوده است هندوی زلفت
به جز چشم ترک ندارم گواهی
از آن روش دست تطاول دراز است
که دارد چو روی تو پشت و پناهی(1)
کشیده است بر خطه ی روم رویت
ز هند و حبش شاه خطت سپاهی
مدام است مایل به خال تو زلفت
سیاهی نخواهد به غیر از سیاهی
هلالی و بدری ز رخسار و ابرو
تو پیوسته داری و گردون به ماهی
نگاهی به روی تو کردم نهانی
جز آنم نبودست دیگر گناهی
بود مغربی را ز اندوه هجران
غمی همچو کوهی تنی همچو کاهی
واژگان دشوار: 1-این بیت در برخی منابع نیامده است .