زهی ساکن شده در خانه ی دل

شمس مغربی – غزل شماره 120

زهی ساکن شده در خانه ی دل

گرفته سر به سر کاشانه ی دل

تو آن گنجی که از چشم دو عالم

شدی مستور در ویرانه ی دل

دلم بی تو ندارد زندگانی

که هم جانی و هم جانانه ی دل

به زنجیر سر زلفت گرفتار

شده پای دل دیوانه ی دل

چو دل پروانه ی شمع تو گردید

بشد شمع فلک پروانه ی دل

همای جان که عالم سایه ی اوست

به دام افتاد بهر دانه ی دل

بسی پیموده بر دل باده ساقی

ولیکن پر نشد پیمانه ی دل

خراباتی است بیرون از دو عالم

مدام آنجا بود میخانه ی دل

بیا بشنو ز رندان خرابات

اگر نشنیده ای افسانه ی دل

دلم از مغربی بگسست پیوند

که گه خویش است و گه بیگانه ی دل

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها