
رهی معیری – قطعه شماره 36
سوارکاران
آن شنیدستم که در میدان کورس
بانوان چابک سواری می کنند
گرد میدان از سحر تا شامگاه
پویه ، چون باد بهاری می کنند
تا فرا آید زمان امتحان
روز و شب ساعت شماری می کنند
تا جوایز قسمت آنان شود
یکه تازان ، بی قراری می کنند
مردکی گفتا که زنها بی ثمر
سوی میدان ، رهسپاری می کنند
چون ز آداب سواری عاری اند
بهره ی خود، شرمساری می کنند
گفتمش بر دوش مردان سالهاست
کاین جماعت خر سواری می کنند