
قصاب کاشانی – غزل شماره 80
سیر دنیا یک قدم نشو و نمایی بیش نیست
همچو گل در صحبت باد صبایی بیش نیست
نقد حسن او به دست ما چو آید میرود
وصل عاشق را به کف رنگ حنایی بیش نیست
دیده ی باطن دو عالم را تماشا میکند
چشم ظاهربین چراغ پیش پایی بیش نیست
عاشق از یک دیدن قاتل تسلی میشود
کشته ی او را نگاهش خونبهایی بیش نیست
مقصد رندان ز عالم واله هم گشتن است
ورنه این آیینه گیتی نمایی بیش نیست
زاد راهی گیر ای قصاب آمد وقت کوچ
کاین همه معموره یک مهمانسرایی بیش نیست