ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای

قصاب کاشانی – غزل شماره 286

ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای

نیستی عاشق چرا بر خویش بهتان بسته‌ای

سعی کن ای دیده تا پیدا کنی سرچشمه‌ای

چون صدف دل را چرا بر ابر نیسان بسته‌ای

هیچ‌کس از سحر چشمت سر نمی‌آرد برون

از نگاهی راه بر گبر و مسلمان بسته‌ای

منزل جمعیت آسایش دل‌هاست این

چیست این تهمت که بر زلف پریشان بسته‌ای

در لبت موج تبسم بخیه ی دل‌های ماست

خون چندین زخم از گرد نمکدان بسته‌ای

صید دام افتاده را صیاد بندد بال و پر

حیرتی دارم که چونم رشته بر جان بسته‌ای

کی فراموشت کنم ای جان گره بگشا ز زلف

از چه‌ام این رشته بر انگشت نسیان بسته‌ای

گوسفند توست قصاب از نظر نندازی اش

تربیت کن بهترش چون خویش قربان بسته‌ای

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها