
قصاب کاشانی – غزل شماره 199
گوییا خط عارض آن دلربا را کرده حفظ
طوطی این آیینه ی گیتینما را کرده حفظ
جز خضر، عمر ابد دیگر نصیب کس نشد
خط او سرچشمه ی آب بقا را کرده حفظ
زعفرانی ساخت در عشق تو ما را ضعف تن
کاه ما از جذبه رنگ کهربا را کرده حفظ
کاروان شب گذشت از دل فغانی برنخاست
پنبه ی غفلت به گوش ما صدا را کرده حفظ
خسته ی عشقیم و درد ماست محتاج وفا
از ره شوخی طبیب ما دوا را کرده حفظ
ناله ی بیتابی دل در فلک پیچیده است
شورش دیوانهام دارالشفا را کرده حفظ
با رضای دل گزیدم خاک درگاه رضا
آنکه قصاب از گزند دهر ما را کرده حفظ