زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست

قدسی مشهدی- غزل شماره 91 

زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست

در کارِ شبروان گرهی چون چراغ نیست

هر شب گلِ چراغ، بهارِ دگر کند

بلبل گمان مبر که ز پروانه داغ نیست

چون غنچه برنیاورد از شرم، سر ز جیب

زان بویِ طرّه هرکه پریشان دماغ نیست

در باغِ عشق، برگِ معیشت مگو نماند

گل هم به چشمِ مرغِ چمن کم ز داغ نیست

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها