شد بهار، از توبه ‌کردن بایدم اکنون گذشت

قدسی مشهدی- غزل شماره 59

شد بهار، از توبه ‌کردن بایدم اکنون گذشت

می‌رسد گل، چون توان از بادۀ گلگون گذشت؟

من که شمع محفل قربم، سراپا سوختم

حالِ بیرون‌ ماندگان بزمْ یا رب چون گذشت؟

خواستم بر یادِ بالای تو چشمی تر کنم

تا نظر کردم، ز سر یک نیزه بالا خون گذشت

بر دل ریشم نمی‌دانم که ناخن می‌زند؟

اینقَدَر دانم که خون دیده از جیحون گذشت

جورِ دشمن شد فراموش از نفاقِ دوستان

کین یاران با من از بدمهری گردون گذشت

گریه بر تنهایی خود نیست قدسی را به دشت

می‌خورد افسوسِ ایّامی که بر مجنون گذشت

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها