تا به شکار رفته ای گشته دلم شکار غم

قاآنی شیرازی – غزل شماره 45

تا به شکار رفته ای گشته دلم شکار غم

هست مرا ازین سپس طیش فزون و عیش کم

گر نه ز محنت زمان شاه شود مرا ضمان

نیست ز بختم این گمان کاو برهاندم ز غم

تا پی صید آهوان خنگ ملک بود روان

جان و دلم بود نوان از چه ز آه دم به دم

شه به غزال بسته دل من ز هزال خسته دل

او ز خیال رسته دل من ز ملال بسته دم

ای بت شنگ شوخ لب خیز و بسیج کن طلب

تا بجهیم ازین کرب تا برهیم ازین الم

چند قرین ناله ای داغ به دل چو لاله ای

خیز و بده پیاله ای تا برهیم ازین نقم

چین بگشا ز گیسوان تازه کن از طرب روان

چند زنی بر ابروان این همه پیچ و تاب و خم

مژده بده که صبحگه شاه جهان رسد ز ره

از قمرش به سر کله وز ملکش به بر خدم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها