
مولانا-غزل شماره 374
پرسید کسی که ره کدامست
گفتم کاین راه ترک کامست
ای عاشق شاه دان که راهت
در جست رضای آن همامست
چون کام و مراد دوست جویی
پس جست مراد خود حرامست
شد جمله ی روح عشق محبوب
کاین عشق صوامع کرامست
کم از سر کوه نیست عشقش
ما را سر کوه این تمامست
غاری که در اوست یار عشقست
جان را ز جمال او نظامست
هر چت که صفا دهد صوابست
تعیین بنمی کنم کدامست
خامش کن و پیر عشق را باش
کاندر دو جهان تو را امامست