عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری

عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری

نیکو نگر که منم آن را که می نگری

من نزل و منزل تو من برده ام دل تو

که جان ز من ببری والله که جان نبری

این شمع و خانه منم این دام و دانه منم

زین دام بی خبری چون دانه می شمری

دوری ز میوه ما چون برگ می طلبی

دوری ز شیوه ما زیرا که شیوه گری

اندر قیامت ما هر لحظه حشر نو است

زین حشر بی خبرند این مردم حشری

ارواح بر فلک اند پران به قول نبی

ارواح امتنانی طائر خضری

زان طایر فلکند کز جوهر ملکند

انظر الی ملک فی صورت البشری

این روح کرد بدن چون چرخ کرد زمین

فالجسم جامدة و الروح فی السفری

زین برج ها بگذر چون همسر ملکی

و اطلع علی افق کالشمس و القمری

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها