سوگند خورده ای که از این پس جفا کنی

سوگند خورده ای که از این پس جفا کنی

سوگند بشکنی و جفا را رها کنی

امروز دامن تو گرفتیم و می کشیم

تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی

می خند و آن لبت صنما مژده می دهد

کاندیشه کرده ای که از این پس وفا کنی

بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست

آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی

بی بحر تو چو ماهی در خاک می طپیم

ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی

ظالم جفا کند ز تو ترساندش امیر

کو با تو آن کند که تو در حق ما کنی

چون تو جفا کنی ز که ترساندت کسی

جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی

خاموش کم فروش تو در یتیم را

آن کش بها نبود تو چونش بها کنی

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها