آنک جانش داده‌ای آن را مکش

مولانا-غزل شماره 1256

آنک جانش داده‌ای آن را مکش

ور ندادی نقش بی‌جان را مکش

آن دو زلف کافر خود را بگو

کای یگانه اهل ایمان را مکش

آفتابا روی خود جلوه مکن

چند روزی ماه تابان را مکش

چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال

بازگرد و جمله مرغان را مکش

در میان خون هر مسکین مرو

جز قباد و شاه خاقان را مکش

گر مرا دربان عشقت بار داد

از سر غیرت تو دربان را مکش

گر فضولم من که مهمان توام

شرط نبود هیچ مهمان را مکش

مست میدانم ز می‌دانم خراب

شیشه مشکن مست میدان را مکش

شمس تبریزی تویی سلطان من

بازگشتم باز سلطان را مکش

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها