
عمعق بخارایی – رباعی شماره 4
تا دیده بر آن عارض گلگون افتاد
چشمم ز سرشک، چشمه ی خون افتاد
هر راز، که در پرده ی دل پنهان بود
با خون دلم ز پرده بیرون افتاد

عمعق بخارایی – رباعی شماره 4
تا دیده بر آن عارض گلگون افتاد
چشمم ز سرشک، چشمه ی خون افتاد
هر راز، که در پرده ی دل پنهان بود
با خون دلم ز پرده بیرون افتاد
امین پیرانی - حامد پیری