شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟

فخرالدین عراقی- غزل شماره 300

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟

به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟

همی پویم به سویت گِرد عالم

همی جویم تو را هر جا، کجایی؟

چو تو از حُسن در عالم نگنجی

ندانم تا تو چونی، یا کجایی؟

چو آنجا که تویی کس را گذر نیست

ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟

تو پیدایی ولیکن جمله پنهان

وگر پنهان نه‌ای، پیدا کجایی؟

ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست

چه دانم تا درین غوغا کجایی؟

فتاد اندر سرم سودای عشقت

شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟

درین وادی خون‌ خوارِ غمِ تو

بماندم بی کس و تنها، کجایی؟

دل سرگشتهٔ حیران ما را

نشانی در رهی بنما، کجایی؟

چو شیدای تو شد مسکین عراقی

نگویی: کاخر، ای شیدا، کجایی؟

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها