
طبیب اصفهانی – غزل شماره 36
در حلقه ی خوبان چو تو یک عربده جو نیست
افسوس که چون روی تو خوی تو نکو نیست
خم در قدحم ریز که در میکده ی عشق
سیرابی ما تشنه لبان کار سبو نیست
بی بخیه به هم باز نیاید لب زخمی
آن چاک دل ماست که دربند رفو نیست
گویا که غلط کرده ره گلشن کویش
امشب که نسیم سحری غالیه بو نیست
آیین وفا کار طبیب است که باشد
او را غم یاران و کسی را غم او نیست