دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست

صائب تبریزی- غزل شماره 966

دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست

روز و شب طاوس لرزان بر پر و بال خودست

شیشه ای کز طاق افتد بشکند، چون آسمان

از هزاران طاق دل افتاد و بر حال خودست؟

خاکساری شد حصار از دیدۀ بدبین مرا

گوهر از گرد یتیمی پردۀ حال خودست

عقدۀ حرص از مرور زندگی گردد زیاد

شاخ آهو پر گره از کثرت سال خودست

نیش باشد قسمت زنبور از دریای شهد

ممسک از قهر خدا بی بهره از مال خودست

می کند در راه خود دام گرفتاری به خاک

دیدۀ هر کس که چون طاوس دنبال خودست

کاملان از عیب خود بیش از هنر یابند فیض

بهرۀ طاوس از پا، بیش از بال خودست

از کنار آب حیوان باز گردد خشک لب

چون سکندر هر که مستظهر به اقبال خودست

نیست خصمی آدمی را غیر خود چون عنکبوت

دام راه هر کسی از تار آمال خودست

دولت پابوس بس باشد حنا را خونبها

بی سبب صائب به فکر خون پامال خودست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها