دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد

صائب تبریزی- غزل شماره 2979

دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد

شکار خود به چشم بسته این شهباز می گیرد

اگر روی دلی از غنچۀ این بوستان بیند

ز باد صبح بلبل بوی گل را باز می گیرد

چراغ اهل معنی می شود از سرزنش روشن

زبان شمع تیزی از دهان گاز می گیرد

اگرچه مانع پرواز می باشد گرفتاری

مرا دل در بر از یاد قفس پرواز می گیرد

مشو از شکر حق غافل که حق از خلق نعمت را

نمی گیرد به کفر، اما به کفران باز می گیرد

در انجام حیات از ضبط او عاجز نمی گردد

عنان نفس صائب هر که از آغاز می گیرد

 

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها