آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را

صائب تبریزی- غزل شماره 231

آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را

می شود روشن ز خاکستر سواد آیینه را

گر می روشن کند از مشرق مینا طلوع

صبح شنبه می توان کردن شب آدینه را

می توان در سینۀ روشن ضمیران روی دید

آب می سازد فروغ این گهر گنجینه را

زندگانی با فشار قبر کردن مشکل است

پاک کن از صفحۀ خاطر غبار کینه را

دیدۀ آیینه را جوهر بود موی زیاد

پاک کن چون صوفیان از علم رسمی سینه را

با بصیرت، چشم ظاهربین نمی آید به کار

روزنی حاجت نباشد خانۀ آیینه را

چون زره زیر قبا، پوشیده از مردم کنند

موشکافان طریقت خرقۀ پشمینه را

خرقه پوشی، بر دو عالم آستین افشاندن است

چون گدایان رقعۀ حاجت مکن هر پینه را

در غم فردا سرآمد شادی امروز ما

یاد شنبه تلخ بر طفلان کند آدینه را

نیست صائب علم رسمی سینه صافان را بکار

می کند مغشوش، جوهر صفحۀ آیینه را

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها