
صائب تبریزی- غزل شماره 2238
خوشم با نالۀ خود، دم همین است
چراغ حلقۀ ماتم همین است
مگو در بیغمی آسودگی هست
که غم گر هست در عالم همین است
مبند آزار موری نقش در دل
که اسم اعظم خاتم همین است
نرنجم گرچه مجنونم شمارند
تمیز مردم عالم همین است
جمال کعبه می خواهد سپندی
دلیل شوری زمزم همین است
به قرب گلعذاران دل مبندید
وصیّت نامه شبنم همین است