کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت

صائب تبریزی- غزل شماره 2100

 

کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت

بلبل به زور ناله سراسر چمن گرفت

چون گوشۀ کلاه به پروانه نشکنم؟

داغ از میان سوختگان دست من گرفت

از چاک پیرهن چه قدر وا شود دلش؟

دستی که فال عیش ز چاک کفن گرفت

در نار باغ سینه حلاوت نمانده است

امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت

در سنگلاخ دهر چه پا سخت کرده ای؟

آیینه روشنی ز جلای وطن گرفت

صائب همین بس است که در سلک شاعران

طالب نمی کند به سخنهای من گرفت

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها