داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست - ادبستان شعر پارسی % %

داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 2048

 

داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست

چون صبح چاک سینۀ من بخیه گیر نیست

این شکر چون کنیم که پهلوی خشک ما

در زیر بار منّت نقش حصیر نیست

فکر کمین مکن که تماشایی ترا

پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست

آیینه ای کجاست که بر کور باطنان

روشن شود که طوطی ما را نظیر نیست

در چشم ما که واله ابروی مصرعیم

بین السّطور هیچ کم از جوی شیر نیست

صائب در آب سیل بشود دست را ز دل

این خانۀ شکسته عمارت پذیر نیست

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤