چشمم به دستگیری لطف حبیب نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 2030

 

چشمم به دستگیری لطف حبیب نیست

نبضم رهین منّت دست طبیب نیست

در بحر فکر از سر اخلاص می روم

باشد یتیم اگر گهر من غریب نیست

مقراض می کنیم به یک حرف زلفِ بحث

رعناست سرو اگرچه، ولی جامه زیب نیست

در شمع بین که چون سرش افتاد زیر پا

یک پلّۀ فراز جهان بی نشیب نیست

صد بوسه از لب تو لب جام مَی گرفت

یک بوسه قسمت لب این بی نصیب نیست

دست و بغل به خرمن گل رفته ایم ما

چون خرمن سرین تو آغوش زیب نیست

دل می برد ز کف در و دیوار خانه ات

گلمیخ آستان تو بی عندلیب نیست

صائب نمی زند نمکی بر جراحتم

حسنی که همچو دانۀ آدم فریب نیست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها