رتبۀ عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است

صائب تبریزی- غزل شماره 1570

رتبۀ عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است

خار خشک و مژۀ اشک فشان هر دو یکی است

گل بی خار در آنجاست به خرمن، ورنه

تار گلدسته و آن موی میان هر دو یکی است

به نسیمی ز گلستان سفری می گردد

برگ عیش من و اوراق خزان هر دو یکی است

نشأۀ لطف دهد خشک و عتابی که تراست

سخن سخت تو و رطل گران هر دو یکی است

پیش آن کس که مرا سر به بیابان داده است

خردۀ جان من و ریگ روان هر دو یکی است

سری آن رشته به همتاب ندارد، ورنه

پیچ و تاب من و آن موی میان هر دو یکی است

از بصیرت خبری نیست تهی چشمان را

سنگ و گوهر به ترازوی جهان هر دو یکی است

چه ضرورست کنی راست به آتش خود را؟

پیش این کج نظران تیر و کمان هر دو یکی است

چه خیال است در آیینه مصوّر گردد؟

عکس رخسار تو و صورت جان هر دو یکی است

در خزان سرو چو ایّام بهاران تازه است

دل چو آزاد شود سود و زیان هر دو یکی است

سخن ماست یکی گرچه دل ماست دو نیم

خامۀ یکدل ما را دو زبان هر دو یکی است

پیش سروی که به گل رفته مرا پا صائب

اشک خونین من و آب روان هر دو یکی است

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها