بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست

صائب تبریزی- غزل شماره 1425

بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست

در شکر خواب بهارست خزانی که تراست

برنیاید به زبان با تو کس از خوش سخنان

می کند قطع سخن تیغ زبانی که تراست

گل چسان چَهره شود با تو، که یاقوت بود

سنگداغ از رخ چون لاله ستانی که تراست

چین ز ابروی گرهگیر تو خط هم نگشود

تا قیامت نشود نرم، کمانی که تراست

بُرش پیچ و خم از جوهر تیغ افزون است

کار شمشیر کند موی میانی که تراست

ادب عشق مگر مانع جرأت گردد

ورنه پُر بوسه فریب است دهانی که تراست

تشنۀ فکر تو صائب جگری نیست که نیست

تا به جوی که رود آب روانی که تراست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها