شیرمست ماهتابم با شرابم کار نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 1271

 

شیرمست ماهتابم با شرابم کار نیست

ماهی سرچشمۀ نورم به آبم کار نیست

خانۀ دربسته ام چون گوهر از خود روشن است

از تهی چشمی به ماه و آفتابم کار نیست

سرمۀ شب می کند کار نمک در دیده ام

با خیال یار، چون انجم به خوابم کار نیست

از بیاض ساده لوحی کرده ام روشن سواد

چون قلم از دل سیاهی با کتابم کار نیست

رزق بیدردان ز من خمیازۀ حسرت بود

شور عشقم، جز به دلهای کبابم کار نیست

می کنم آهسته راهی قطع چون ریگ روان

گر زمین در جنبش آید با شتابم کار نیست

خطّ پاکی از جنون اینجا به دست آورده ام

یکقلم روز قیامت با حسابم کار نیست

در تماشای بتان صائب دلیر افتاده ام

چون نگاه خیره چشمان با حجابم کار نیست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها