خُلق خوش در نوبهار عافیت دارد مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 121

خُلق خوش در نوبهار عافیت دارد مرا

خاکساری در حصار عافیت دارد مرا

تا چه بدمستی ز من سرزد که دور روزگار

در کشاکش از خمار عافیت دارد مرا

آسمان گر از خزان درد پامالم کند

به که سرسبز از بهار عافیت دارد مرا

تا سبو بر دوش دارم از خمار آسوده ام

مَیْکشی در زیر بار عافیت دارد مرا

صبح محشر شور در عالم فکند و همچنان

آسمان امّیدوار عافیت دارد مرا

شکر زنجیر جنون بر گردن من واجب است

مدّتی شد در حصار عافیت دارد مرا

اهل دردی نیست صائب زین همه دُردی کشان

تا به جامی شرمسار عافیت دارد مرا

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها