شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است

صائب تبریزی- غزل شماره 1183

 

شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است

آتش خاکسترآلودم به دامان تشنه است

چشمه سار خضر را زحمت مده ای باغبان

خاک این گلشن به خون عندلیبان تشنه است

از طراوت گر چه آب از عارض او می چکد

سبزۀ خطّش به خونریز شهیدان تشنه است

چند از آب خجالت تازه رو باشد کسی؟

گل به خون خود در آن چاک گریبان تشنه است

بود تا در بزم یک هشیار، ساقی می نخورد

باغبان آبی ننوشد تا گلستان تشنه است

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها