شعری از شهدی لنگرودی

شعری از شهدی لنگرودی
در هر نگهت مستی صد جام شراب است
چشمان تو میخانه ی دلهای خراب است
زد شعله به جان ، چشم فریبای تو هرچند
برق نگهت زودگذر همچو شهاب است
زیبایی گلهای جهان دیر نپاید
ای غنچه بزن خنده که هنگام شباب است
مغرور مشو این همه بر سوز خود ای شمع
کاین سازش پروانه هم از روی حساب است
از اوج فلک دیده بر این خاک چو بستیم
دیدیم که پهنای جهان نقش سراب است
ای مرغ شباهنگ مکن ناله که امشب
از عمر، مرا آرزوی یک مژه خواب است
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از محمد شهدي لنگرودي .





