
شعر نخست:
دلم یک آسمان گریه می خواهد
و اشک
در دیدگانم حلقه زده
و بغضی خیس
گلویم را گرفته .
ببار ای آسمان ابری من
تا که بغض نفس گیر
دست بردارد از شعرِ ترِ من.
ببار
از بارش باران پر مهرت
بر قلب پر سوز و گداز من .
ببین بر چهره ام
داغی از ماتم لانه کرده
و مالامال درد است
سینه ی من .
صدای غرش رعد گلویم
پر نموده گوش جانم را
و ترک برداشته
احساسم .
دعایت میکنم باران،
ببار اینک
دوباره بر کویر تشنه ی قلبم ،
که من محتاج بارش های بارانم .
خلاصم کن از این
بغض گلو گیر،
دلم یک آسمان باران می خواهد .
شعر دوم:
شعر در من خوابیده،
انگشتانم حس گرفتن قلم را
از دست داده
واژه های باکِره در بادبان ذهنم منجمد
بادها خفته اند
شاعرانه هایم ،
به انتهای زمین رسیده
قلبم خسته و پژمرده ی زمان،
در تار عنکبوتیِ ثانیه ها
به سینه ی دیوار نشسته … .
شعر سوم:
خنده هایم به جنون درد
آلوده است
در واپسین لحظه های
وهم آور مرگِ تیک تاکِ ساعت،
با دلی زخمی و خون آلود
شعر عصیان
در گوش زمان
زمزمه می کند … .
واژگان کلیدی: اشعار زیبا آصفی،نمونه شعر زیبا آصفی،شاعر زیبا آصفی،شعرهای زیبا آصفی،یک شعر از زیبا آصفی،شعری از زیبا آصفی،شعر نو زیبا آصفی.





