سه شعر از زیبا آصفی

شعر نخست:

دلم یک آسمان گریه می خواهد

و اشک

در دیدگانم حلقه زده

و بغضی خیس

گلویم را گرفته .

ببار ای آسمان ابری من

تا که بغض نفس گیر

دست بردارد از شعرِ ترِ من.

ببار

از بارش باران پر مهرت

بر قلب پر سوز و گداز من .

ببین بر چهره ام

داغی از ماتم لانه کرده

و مالامال درد است

سینه ی من .

صدای غرش رعد گلویم

پر نموده گوش جانم را

و ترک برداشته

احساسم .

دعایت میکنم باران،

ببار اینک

دوباره بر کویر تشنه ی قلبم ،

که من محتاج بارش های بارانم .

خلاصم کن از این

بغض گلو گیر،

 دلم یک آسمان باران می خواهد .

 


شعر دوم:

شعر در من خوابیده،

انگشتانم حس گرفتن قلم را

از دست داده

واژه های باکِره در بادبان  ذهنم منجمد

بادها خفته اند

شاعرانه هایم ،

به انتهای زمین رسیده

قلبم خسته و پژمرده ی زمان،

در تار عنکبوتیِ ثانیه ها

به سینه ی دیوار نشسته … .

 


شعر سوم:

خنده هایم به جنون درد

آلوده است

در واپسین لحظه های

وهم آور مرگِ تیک تاکِ ساعت،

با دلی زخمی و خون آلود

شعر عصیان

در گوش زمان

زمزمه می کند … .


 واژگان کلیدی: اشعار زیبا آصفی،نمونه شعر زیبا آصفی،شاعر زیبا آصفی،شعرهای زیبا آصفی،یک شعر از زیبا آصفی،شعری از زیبا آصفی،شعر نو زیبا آصفی.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها