ای ز آب زندگانی آتشی افروخته

سنایی غزنوی – غزل شماره 368

ای ز آب زندگانی آتشی افروخته

واندر او ایمان و کفر عاشقان را سوخته

ای تف عشقت به یک ساعت به چاه انداخته

هر چه در صد سال عقل ما ز جان اندوخته

ای کمالت کمزنان را صبرها پرداخته

وی جمالت مفلسان را کیسه ها بردوخته

گه به قهر از جزع مشکین تیغها افراخته

گه به لطف از لعل نوشین شمعها افروخته

هر چه در سی سال کرده خاتم مشکینت وام

آن نگین لعل نوشین در زمانی توخته

ما به جان بخریده عشق لایزالی را تو باز

لاابالی گفته و بر ما جهان بفروخته

ای ز آب روی خویش اندر دبیرستان عشق

تخته ی عمر سنایی شسته از آموخته

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها