
سنایی غزنوی – غزل شماره 35
ماه شب گمرهان عارض زیبای توست
سرو دل عاشقان قامت رعنای توست
همت کروبیان شعبده ی دست توست
سرمه ی روحانیان خاک کف پای توست
رای همه زیرکان بسته ی تقدیر توست
جان همه عاشقان سغبه ی سودای توست
وصل تو سیمرغ گشت بر سر کوی عدم
خاطر بی خاطران مسکن و ماوای توست
بر فلک چارمین عیسی موقوف را
وقت خروج آمدست منتظر رای توست
موسا چون مست گشت عربده آغاز کرد
صبر به غایت رسید وقت تجلای توست