این چه جمالست و ناز کز تو در ایام توست

سنایی غزنوی – غزل شماره 33

این چه جمالست و ناز کز تو در ایام توست

وین چه کمالست باز کز شرف نام توست

جان همه جانها کوثر و تسنیم توست

نقل همه نقلها پسته و بادام توست

سرمه ی چشم سپهر تربت درگاه توست

حلقه ی گوش سروش صدمه ی پیغام توست

تکیه گه جان و دل گه رخ و گه زلف توست

بوسه گه چشم و لب گه در و گه بام توست

تقویت عاقلان لطف به تقدیر توست

تربیت عاشقان ناز به اندام توست

تا تو به شوخی گری پخته شود کار خام

کانکه درین روزگار سوخته بر خام توست

لهو و هوس را همی عشق شمردند خلق

عشق نه آنست چیست آنکه به هنگام توست

گام برون نه یکی کز پی بوسیدنش

مردمک دیده ها منتظر گام توست

طبع سناییت را توسنی اندر سرست

رایض او تا تویی توسن او رام توست

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها