
سعدی-غزل شماره 210
ذوق شراب انست وقتی اگر بباشد
هر روز بامدادت ذوقی دگر بباشد
بیخ مداومت را روزی شجر بروید
شاخ مواظبت را وقتی ثمر بباشد
استاد کیمیا را بسیار سیم باید
در خاک تیره کردن تا آنکه زر بباشد
بسیار صبر باید تا آن طبیب دل را
در کوی دردمندان روزی گذر بباشد
عالم که عارفان را گوید نظر بدوزید
گر یار ما ببیند صاحبنظر بباشد
زیرا که پادشاهی چون بقعهای بگیرد
بنیاد حکم اول زیر و زبر بباشد
دیوانه را که گویی هشیار باش و عاقل
بیمست کز نصیحت دیوانهتر بباشد
بانگ سحر برآمد درویش را خبر شد
رطلی گرانش در ده تا بیخبر بباشد
ساقی بیار جامی مطرب بگوی چیزی
لب بر دهان نی نه تا نیشکر بباشد
امروز قول سعدی شیرین نمینماید
چون داستان شیرین فردا سمر بباشد