به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 241

به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم

که شاید آن شوخ که یک ره آرد پی تماشا گذر به خاکم

تو را توهّم از این که خاکم مباد باد آورد به کویت

مرا تصور که از ترحم نمیدهی تو به باد خاکم

به حیرتم زین که شوق تیغت چگونه بیرون نیاید از دل

چرا که از تیغ بی دریغت رسیده بر دل هزار چاکم

زعشق پاکم اسیر حرمان ز من بتان را و گر نه چندان

حذر نبودی شدی ملوث هوس گر آلود به عشق پاکم

همیشه گفتم ز رفتن جان رود ز جان دردا و دردا

که جانم از جسم برفت و دردش نرفت از جان دردناکم

اگر بباید که نیست باکم شود پشیمان ز کشتن من

سحاب نالم که تا ز کشتن چنان نداند که نیست باکم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها