
گفتی چگونه قامت مولا شکسته شد؟
خاکم به سر ز ماتم زهرا شکسته شد
در یک غروب تلخ به قانون انکسار
خورشید از تلاطم دریا شکسته شد
خون شد دل شقایق و آلاله خون گریست
کز باغ احمدی گل معنا شکسته شد
صد چشمه خون ز چشم علی شد درون چاه
آن لحظهای که پهلوی زهرا شکسته شد
از بس که شیعیان به هوای مزار تو
گشتند سالها، دل صحرا شکسته شد
کو مومیای صبر خدا را طبیب دل؟
“دلجو” از این مصیبت عظما شکسته شد
واژگان کلیدی: اشعار حسین مهرآذین،نمونه شعر حسین مهرآذین،شاعر حسین مهرآذین،شعرهای حسین مهرآذین،شعری از حسین مهرآذین،یک شعر از حسین مهرآذین،شعر سنتی حسین مهرآذین،غزل حسین مهرآذین،غزلیات حسین مهرآذین،یک غزل های حسین مهرآذین،غزلی از حسین مهرآذین،شعر سنتی حسین مهرآذین،شعری در مدح و منقبت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها،شعری در سوگ و ماتم حضرت فاطمه(س)،شعر شاعر خوزستانی،شاعر اندیمشک،اشعار دینی و آئینی حسین مهرآذین،سروده های مذهبی حسین مهرآذین دلجو.




