
شعر نخست :
جهان، پر از آوار واژه هاست
و من، صدا روى لحظه هايم مى ماسد
مثل وقتى که
دارم غزل نمى گويم
انگار از هميشه گريزان نيست
اين آسمان حوصله
كه پيش روى من، زمين خورده ست !
تو نيستى
و ثانيه هايم، لكنت گرفته اند
شعر دوم :
من در هوای تو با غمت
برگم
که رهگذاری
زیر پا گذاشته
در کوچه ای که باد
تشویش خود را
در آن ، جا گذاشته
یک شب
هزار شب هم می شود
وقتی
من هم بدون تو
مرا تنها گذاشته … .
واژگان کلیدی : اشعار، نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از شعر نو، جلال پر اذران آذران






بسیار دلنشین