
سعدی-بوستان-باب سوم در عشق و مستی و شور
شماره 18
مگر دیده باشی که در باغ و راغ
بتابد به شب کرمکی چون چراغ
یکی گفتش ای کرمک شب فروز
چه بودت که بیرون نیایی به روز ؟
ببین کاتشی کرمک خاکزاد
جواب از سر روشنایی چه داد
که من روز و شب جز به صحرا نی ام
ولی پیش خورشید پیدا نی ام